بی حوصلگی و پائولو کوئیلو
این چند روز داشتم کتاب کیمیاگر رو می خوندم اثر پائولو کوئیلو.که یه کم منو از این حس و حال آورده بیرون. اسرار جالبی در مورد کیمیاگری داره با پایانی فوق العاده زیبا.همه چیز همون جاییه که باید باشه.یه جورایی مراحل تکامل انسان رو نشون داده که چطوری به کمال رسیده و با روح جهانی (قدرت واحد که همون خداست)یکی شده.چند قسمتش رو می نویسم شاید برای شما هم جالب باشه:
کیمیاگر می گه: "هرچه یکبار اتفاق بیفتد ممکن است هرگز دیگر اتفاق نیفتد. اما آنچه دوبار اتفاق بیفتد قطعا بار سوم هم اتفاق خواهد افتاد."
وقتی که مرد جوان به کیمیاگر می گوید که قلب من از رنج کشیدن می ترسد. کیمیاگر جواب می دهد: "به او بگو که ترس از رنج از خود رنج بدتر است و بگو هیچ قلبی وقتی دنبال رویاهایش بوده اشت هرگز رنج نکشیده چون هر لحظه این جستجو لحظه ملاقات با خداوند بوده."
"اگر انسانی به دنبال افسانه شخصی اش برود همه چیز دست به دست هم خواهد داد تا او به خواسته و هدفش برسد"
"آدمها می ترسند که بزرگترین رویاهایشان را متحقق کنند چون فکر می کنند که لیاقتش را ندارند یا این که نمی توانند از عهده برآیند."
و به نظر من از همه مهمتر و جالبتر این قسمت بود: "عشق در هیچ شرایطی مانع از تحقق افسانه شخصی(آرزو و هدف)یک مرد نیست و اگر این طور باشد یعنی آن عشق حقیقی نبوده است.عشق حقیقی به زبان جهانی سخن می گوید.(یعنی عشق حقیقی با خواسته های یک مرد هم جهت است نه مخالف آن).