سیمافیلم ایده

در دی ماه سال 1387 من در این وبلاگ پستی نوشتم به نام سیما فیلم ایده.

اون پست رو می تونید اینجابخونید.

بعد از گذشت سه سال خیلی برای من جالبه که هنوز دارن برای اون پست کامنت می ذارن. ب

رای همین تصمیم گرفتم یکبار دیگه به این مسئله بپردازم.

به هرحال قضاوت رو می ذارم به عهده شما. از خوندن کامنت های اون پست معلوم می شه که قضیه چیه.

ساعت برنارد

چرا اینقدر زود می گذره؟انگار همین دیروز بود که...

نمی دونم چرا حس می کنم که این روزها کنترل رو گرفتم دستم و فیلم زندگی ام رو زدم روی دور تند!!! اونم 

بدجوری... در سال جدید همه اش دارم به این مسئله فکر می کنم که چرا زمان اینقدر زود می گذره؟ اصلا زود می گذره که چی بشه؟

اصلا برای چی داره می گذره؟ چی می شد اگه زمان متوقف می شد و من می تونستم دور و اطرافم رو خوب تماشا کنم و از زندگی لذت ببرم؟


یادمه چند سال پیش که سنم کم بود توی برنامه کودک یه سریال نشون می داد به اس

م ساعت برنارد. نمی دونم شما یادتون هست یا نه. ولی وقتی این سریال رو می دیدم در پایان هر قسمت خ

یلی عصبانی می شدم و حسرت می خوردم که چی می شد اگه منم یه ساعت مثل برنارد داشتم که می شد باهاش زمان رو نگه داشت تا بتونم از زندگی ام لذت ببرم و اطرافم رو خوب نگاه کنم.

الانم به شدت بهش نیاز دارم. چون از این که داره زمان به این سرعت می گذره اصلا خوشحال نیستم.