20 در 20پاییزی !!!
۱- وقتی کوچیک بودم حول و حوش پنج- شش سالم بود وقتی بهم می گفتن که اون خانومه مثلا بیست
سالشه فکر می کردم و به خودم می گفتم وای ی ی!!! چقدر اون خانومه جوون و بزرگه!!!! خوش به حالش!!! اما حالا که در آستانه ۲۰ سالگی قرار دارم اصلا حس نمی کنم که بزرگ شدم و اصلا باورم نمی شه که به همین راحتی بیست سال زندگی کردم! ۲۰ آذر تولدمه و وارد ۲۰ سالگی می شم...تنها آرزویی که می تونم برای خودم در عین ناباوری داشته باشم اینه که در بیست سالگی به چیزهایی که انتظارشو خیلی وقته می کشم برسم... همین.
سالشه فکر می کردم و به خودم می گفتم وای ی ی!!! چقدر اون خانومه جوون و بزرگه!!!! خوش به حالش!!! اما حالا که در آستانه ۲۰ سالگی قرار دارم اصلا حس نمی کنم که بزرگ شدم و اصلا باورم نمی شه که به همین راحتی بیست سال زندگی کردم! ۲۰ آذر تولدمه و وارد ۲۰ سالگی می شم...تنها آرزویی که می تونم برای خودم در عین ناباوری داشته باشم اینه که در بیست سالگی به چیزهایی که انتظارشو خیلی وقته می کشم برسم... همین.
۲-مثل این که جشنواره فیلم فجر امسال هم خیلی عجله داره و به جای تاریخ قبلی شده پنجم تا پونزدهم!!! این هم از عجایب امساله.
۳- محاکمه در خیابان رو دیدم و مثل بقیه کارهای کیمیایی ازش خوشم نیومد. نمی دونم چرا این همه بخاطر فیلمش خودشونو به آب و آتیش می زنن!! فیلمی که حتی از یک طرح اولیه ساده محرومه!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط مینای مهتاب
|