بوی عید نمی یاد...
خودمونیم اصلا بوی عید نمی یادها...
اصلا حال و هوای عید نیست. اون موقع ها مردم بیشتر جنب و جوش داشتن. الان خیلی عادی شده ایام عید هم یه جورایی مثل بقیه روزها شده. البته اینو هم باید بگم که کلا از عید خوشم نمی یاد... به نظرم همه اش مسخره بازیه.
ولی چند روز قبل از عید رو خیلی دوست دارم. دو سه روز آخر مونده به سال تحویل.
جو خوبی داره . ولی بقیه اش نه...
نمی دونم در سال ۸۹ چه اتفاقاتی می افته و هیچ برنامه ریزی ای هم براش ندارم در واقع هیچ تصوری توی ذهنم نیست برخلاف هرسال...
نمی دونم سال ۸۸ برای شما خوب بود و یا بد... اما دوست دارم برام بنویسید.
بزرگترین اتفاقاتی که توی سال ۸۸ برای من افتاد یکی مهاجرت خانوادگی ما به تهران بود و اون یکی دیگه که شخصی تر بود این بود که تغییراتی توی رفتارم رخ داد و مهمترینش این بود که خیلی نسبت به همه چیز خنثی و بی تفاوت شدم. که خیلی راضی ام از این بابت.
به هر حال از حالا سال نو رو تبریک می گم و این جمله کلیشه ای رو هم باید بگم که: امیدوارم سال ۸۹ سال خوبی باشه.
همین...