جشنواره هنرمندان خودآموخته: مکرمه قنبری!!!

دیروز در خانه هنرمندان تالار بتهوون جشنواره ای برپا شد با نام نخستین جشنواره هنرمندان خودآموخته ایران! با حضور دکتر صنعتی آیدین آغداشلو دکتر شیوا دولت آبادی و...

موضوع این جشنواره از همه چیز مهم تره. زنی روستایی به نام مکرمه قنبری! که این جشنواره به همت پسرش برپا شده بود و اساتید زیادی در مورد نقاشی های مکرمه صحبت کردند و از آن تجلیل شد. جالب ترین نکته بی سواد بودن این زن است و این که او هیچ آموزشی در زمینه نقاشی نداشته و ازسن شصت و هفت سالگی نقاشی را شروع کرده و اکنون خانه او تبدیل به خانه موزه مکرمه قنبری است و نام خانه اش اکنون در میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.به این دلیل که تمام دیوارهای خانه اش پر از نقاشی است.و اما آنچه باعث نقاش شدن مکرمه شده است:

" مکرمه گاو محبوبی داشت که برای چرانیدن آن مجبور بود روزانه مسافت طولانی ای را بپیماید , پس از چندی وی بیمار شد و فرزندانش که نگران سلامتی مادر بودند بدون اطلاع قبلی وی اقدام به فروش حیوان کردند . پس از آن زمان مکرمه بسیار غمگین شد و برای غلبه بر احساساتش به نقاشی پناه برد . او که حتی قادر به خواندن و نوشتن نبود , بدون هیچ گونه آموزش رسمی دست به خلق تصاویری فوق العاده نمود.
اولین کارش را که پرتره ای از یک گاو بود , با گل و خاک روی سنگ نقاشی کرد. سپس تمام دیوارهای خانه , درها , کدوهای حلوایی و هر آنچه را می توانست پیدا کند , انباشته از طرح و رنگ می کرد تا زمانی که یکی از پسرانش که ماهانه برای ملاقات مادر از تهران روانه دریکنده می شد برای وی رنگ و کاغذ خرید . از همان روز تا پیش از مرگ , مکرمه به شکل خستگی ناپذیری نقاشی کرده است . "
  لازم به ذکر است که مکرمه درسال ۱۳۸۴ دارفانی را وداع گفت.

در همایش دیشب نقاشی هایی از مکرمه که بر در و دیوار خانه اش کشیده شده نمایش داده و به نقد کشیده شد. جالب آنجاست که در نقاشی هایش همه مردها را به شکل دیو کشیده است. و جالب اینجاست که در اکثر نقاشی هایش دو نیروی خیر و شر وجود دارد.

تاحدی که از زندگی مکرمه می دانیم همسر مکرمه علاوه بر او دو زن دیگه هم داشته. و مکرمه قبل از ازدواج با این مرد خواهان ازدواج با فرد دیگری بوده که به نتیجه نرسیده است. به احتمال زیاد همین مسئله و طرز فکر او باعث شده که در تمام نقاشی هایش مردان را به شکل دیو (انسان- حیوان)بکشد و زنان را به گونه ای که گویی به دست مردان اسیر شده اند.

مراسم دیشب همایش نخستین جشنواره هنرمندان خودآموخته بود که با استقبال زیادی ازسوی مخاطبان مواجه شد. اما جشنواره هنرمندان خودآموخته و ورک شاپ  ۲۵ اردیبهشت ماه در روستای دریکنده بابل (محل زندگی مکرمه) برگزار می شود و علاقمندان باید ساعت ۷-۸ صبح برای رفتن به این روستا در ترمینال آرژانتین حضور داشته باشند مراسم از ساعت ۱۳ تا ۱۹ در دریکنده بابل به طول خواهد انجامید.


نشست مطبوعاتی اشک ها و لبخند ها

دیروز در خانه هنرمندان نشست مطبوعاتی سریال اشک ها و لبخندها با حضور حسن فتحی و اسماعیل عفیفه به آرامی برگزار شد و در سایه جشن تئاتر و به تعبیر حسن فتحی با "تیتراژ" پایان (سر وصدای جشن تئاتر) جلسه به اتمام رسید. سوال های بسیاری از طرف خبرنگاران مطرح شد. و تقریبا حسن فتحی تمام سوال ها را جواب  داد. قبل از شروع جلسه دو نفر از خبرنگاران از اسماعیل عفیفه (تهیه کننده) دلیل نبود بازیگران در این جلسه را پرسیدند که عفیفه جواب داد: بازیگرها فقط  مجلس را شلوغ می کنند می خواستیم راحت بتوانیم به سوال ها پاسخ بدهیم.    در جلسه هم فتحی از سریال های قبلی اش صحبت کرد و گفت من تازه کار نیستم و بیست سال است که در این حوزه  فعالیت می کنم و کارم را بر زندگی ام ترجیح دادم.او در مورد فیلمنامه فیلم گفت که من معمولا قبل از شروع کار فیلمنامه هایم کامل است  اما در اشک ها ولبخندها فیلمنامه کامل نبود و گاهی اوقات در روز فقط سه ساعت کار می کردیم چون فیلمنامه نداشتیم. وی در ادامه از بازیگران فیلم صحبت کرد و گفت که از همه آنها راضی بودم. خیلی ها ایراد گرفتند که سریالت تئاتری شده اما من خودم از این مسئله راضی ام و اکثر بازیگران را از تئاتر انتخاب کردم. در پایان هم فتحی از تمامی عوامل فیلم یاد کرد و گفت که  دوست ندارم فیلم فقط به اسم یک نفر مطرح شود. در این پروژه حدود شصت نفر فعالیت کردند و حتی در لحظه سال نو در شهرک سینمایی بودند و از همه آنها تشکر کرد.                                                   

هیچ و پوچ

نمی دونم چرا از وقتی که اومدم تهران سوژه ای برای نوشتن توی وبلاگم پیدا نمی کنم تا جایی که این قضیه تبدیل به معضل شده  و خودم هم کم کم تعجب می کنم. نه این که سوژه ای نباشه ولی نمی دونم چرا هیچ چیز به نظرم اونقدر مهم نمی یاد که توی وبلاگ بنویسمش. فکر می کنم خودم هستم که بی تفاوت و بی حوصله شدم. نمی دونم... دیروز اتفاقا خانه هنرمندان بودم و خانه هنرمندان هم سرشار از سوژه!!! ولی فعلا حوصله نوشتنش رو ندارم انشاالله تا آخر هفته قول می دم یه پست درست و حسابی بنویسم.اگه سوژه ای پیدا کردم البته!!!!

بی سوژه ای هم خودش یه سوژه است !!!!!