تولدت مبارک...همین

با این همه خستگی و در بین این همه شلوغی های روزمره و دردسرهای بي شمار دانشگاه و... امروز فقط اومدم به وبلاگم تولدش رو تبریک بگم.

تولد سه سالگي ات مبارك...

همين.

پ. ن: روزي نيست كه به اخبار سينماي ايران سر بزنم و كسي نمرده باشد!!!!

چقدر احمق هستند کسانی که باور دارند عدالتی در کار است!!!!!

نمی دونم باید چه جوری به انسانها ثابت بشه که عدالت یه افسانه است!!!!! باید دیگه چه اتفاقی بیفته تا به این نتیجه برسیم؟؟؟ همه چیز واضحه!!!! خیلی واضح ! چرا نمی خوایم چشمامون رو باز کنیم و به اطرافمون یه نگاهی بیندازیم؟ چرا عقاید سنتی و پوچ رو دور نمی ریزیم؟ دیگه از این واضح تر؟؟؟؟ چیزهایی به چشم خودم می بینم که بارها و بارها بهم ثابت شده که عدالت معنا ندارد در هیچ کجا...

چرا به این آیه در قرآن توجه نمی کردم با این مضمون که: ما هر کس را که بخواهیم مورد عنایت قرار می دهیم!!!!! خب این یعنی چی؟

این به معنای بی عدالتی نیست؟ خواهش می کنم یه نگاه به اطرافتون بیندازید.... چند مورد بی عدالتی آنچنانی رو می بینید؟ بی شمارند به خدا بی شمارند.

امروز صبح این خبر رو خوندم و مات و مبهوت شدم. رضا گلزار برای سه روز بازی ۹۰ میلیون دستمزد گرفته!!!!! این در حالی است که در چند قدمی خودم کسانی رو می شناسم که محتاج ماهانه ۱۰۰ هزار تومان پولند و به خاطر آن هر کار و هر حقارتی رو می پذیرند.!!!!!!!

خواهش می کنم یکی منو روشن کنه اصلا نمی فهمم چه خبره؟ چی شده؟

 پی نوشت ۱:من یکی دیگه به جرات می گم زندگی ام کاملا اجباری شده.دیگه هیچ لذتی ازش نمی برم دارم زندگی می کنم که زودتر تموم شه.همین.

پی نوشت ۲: این روزها معلوم نیست دارم به چه مسائل بی ارزشی فکر می کنم که اصلا یادم نبود که چند روز دیگر تولد وبلاگم هست!!!!!

 

آري آغاز دوست داشتن است...

گرچه پايان راه ناپيداست.

من به پايان دگر نينديشم.

كه همين دوست داشتن زيباست.

نمایشگاه مطبوعات و نمایشگاه رسانه

طی هفته های گذشته دو نمایشگاه در مصلی تهران برگزار شد که اولی نمایشگاه رسانه های دیجیتال بود و دومی نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها که تا چهارم آبان ماه نیز ادامه دارد.

ولی من نمایشگاه مطبوعات رو خیلی بیشتر دوست داشتم چون از هر لحاظ بهتر بود. و سه بار از این نمایشگاه بازدید کردم. ایده های خیلی قشنگی در این نمایشگاه و در غرفه های مختلف دیده می شد جلسه های کوچکی که در اطراف برخی خبرگزاری ها دیده می شد و صحبت های رد و بدل شده میان مردم خیلی جذاب و شنیدنی بود. انگار مردم همه دغدغه های اجتماعی شون رو اونجا مطرح می کردن و توقعاتی که از روزنامه های محبوبشون داشتن رو اونجا مطرح می کردن. روزنامه نگار ها هم جواب های جالبی می دادند. طراحی دکور بعضی از مجلات واقعا دیدنی و قشنگ بود ولی خیلی از مجلات اصلا به خودشون زحمت یک طراحی دکور جزئی هم نداده بودند. در کل این سه روز متوالی ای که رفتم نمایشگاه رو واقعا دوست داشتم و واقعا جذاب و خاطره انگیز بود و فکر نمی کنم هیچ وقت این سه روز رو فراموش کنم.