این حامد بهداد دوست داشتنی

قبلا اصلا احساس خوبی نسبت به حامد بهداد نداشتم هرکسی هم که می گفت بازی اش خوبه تعجب می کردم. این بی قراری اش منو خیلی اذیت می کرد. اما از وقتی بازی کوتاهش در فیلم دایره زنگی رو دیدم نظرم کاملا نسبت بهش عوض شد و متوجه  شدم که چقدر بازیگر با استعدادیه و شاید توی سینما نشه کسی رو باهاش مقایسه کرد به خاطر بازی خاصی که داره...

نوع بازی ای که فقط حامد بهداد از پس اون  بر می یاد.بازی کوتاه او در دایره زنگی اینقدر قوی و جالب بود که فکر نمی کنم اگر هر کس دیگه ای جای اون واسه بازی در این سکانس انتخاب می شد از پس این کار برمی اومد. حالا هم که بعد از مدتها بازی اونو در سریال آخرین دعوت می بینیم و همین مسئله خیلی خوبه گرچه سریال کار فوق العاده ای نشده و اشکالاتی داره اما همین حضور حامد بهداد باعث می شه که اشکالات کمتر خودشونو نشون بدن. امیدوارم حامد بهداد به اون چیزی که حقش هست در سینما برسه و همیشه موفق باشه.

بعد التحریر:من یه چیزی رو یادم رفت بگم: قرار نبوده توی این پست فیلم شناسی داشته باشیم.من در مورد سکانسی حرف زدم که واقعا جالب بود و این تنها نظر من نیست. دیگه همه حرفه ای ها می دونن که کسی بازیگره که در زمان کم بتونه خودشو نشون بده. الان دیگه هر کسی بلده نقش یه عراقی رو در بیاره. حامد بهداد در روز سوم خوب بود.ولی از نظر من نقش ناب  و تکی نداشت.  نقشی داشت که مشابه زیاد داره فروتن هم در اتوبوس شب خیلی خوب بازی کرد. تاکید می کنم من درباره نقش کوتاه ولی به یاد ماندنی نظر دادم و گرنه فیلم خوب و بازی های خوب کم نیستند.

یک فیلم، یک تجربه

پنج شنبه شبها ساعت ۲۱:۱۵ شبکه چهار شروع به پخش یک برنامه کرده به نام یک فیلم یک تجربه که هر قسمت رو اختصاص می ده به پشت صحنه یک فیلم. اولین قسمتی که من دیدم آتش سبز بود که اصلا خوشم نیومد. وقتی پشت صحنه آتش سبز رو دیدم متاسف شدم. واقعا چه ضرورتی داره که ما توی سینمایی که از پس ساختن یک فیلم ساده بر نمی یاییم یه تهیه کننده ای رو داشته باشیم که می آد این همه خرج می کنه و بعدش هم که فیلم اکران می شه اصلا جبران مالی ای واسه عوامل نداره. چرا به جای این کارا فیلمنامه درست و حسابی نمی نویسیم؟ اتفاقا همون شب یاد فیلم پرچم های قلعه کاوه افتادم. اونم مثل آتش سبز. آخه این فیلمها آنچنان توی سینما مخاطب نداره که یه به اصطلاح کارگردان بیاد وقتشو  و تهیه کننده پولشو بذاره واسه ساختن این فیلم.

روز عاشورا شبکه یک یه تله فیلم از محمدرضا ورزی نشون داد. از اول تا آخرشو دیدم ولی نفهمیدم چی شد؟؟ اصلا آخرش فکر کنم هرکسی از خودش می پرسید: خب که چی؟؟؟ احساس کردم دوساعت از عمرم تلف شده! اما گریم ها عالی خب یعنی مخاطب ما فقط می شینه فیلم رو می بینه بخاطر گریمش؟؟؟ مضمون چی؟ دوساعت فقط باید به نوع گریم و طراحی صحنه فیلمها توجه کنیم؟ تاکی باید فیلمهای ما اینطوری باشن؟؟؟ تاکی باید منتظر یه اثر درست و حسابی حالا نه لزوما تاریخی باشیم؟؟؟

سیما فیلم ایده!!!!

نمی دونم یادتون هست یا نه... حول و حوش یک ماه پیش در شبکه های مختلف سیما زیر نویس می شد که "سیما فیلم ایده های نو و جذاب شما را برای تبدیل کردن به آثار سینمایی و تلویزیونی خریداری می کند " که بعدش هم یه آدرس وب می نوشتن.

من از روی کنجکاوی وارد سایت شدم و پس از کش وقوس های فراوان ثبت نام کردم و دوسه تا ایده الکی در حد یه جمله نوشتم . در ضمن اینو هم بگم که توی سایت نوشته که ایده ها رو در صورت قبول کردن سه دسته می کنن: ۱-ایده های ۲۰۰ هزار تومانی!!!!!! ۲- دسته دوم ایده های ۱۰۰ هزار تومانی!! ۳- دسته سوم ایده های ۵۰ هزار تومانی!!! و نوشتن که حداکثر ۱۵ روز بعد از ثبت ایده نتیجه ها رو می زنن...

ولی جالبه که تا حالا بیش از ۳۰ روز گذشته و هیچ نتیجه ای اعلام نشده... نمی دونم چی بگم. ایده های من که آنچنان مهم نبود ولی امیدوارم که سیما فیلم به فکر دزدی ایده های مردم نباشه.

اگه دوست دارید سایت رو ببینید بر روی سیما فیلم ایده   کلیک کنید.

بعد التحریر: توجه توجه! امروز وارد  سایت سیمافیلم شدم و اتفاقا ایده ها بررسی شده بود ولی هیچکدوم از ایده های من قبول نشده بود!!!! احتمالا سیمافیلم این پست منو خونده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!