هر کس توی زندگی اش یه دوران طلایی یا بهتره بگم روزهای طلایی داره. بعضی ها نمی دونن که این دوران کی می آد به سراغشون ولی بعضی ها هم می دونن.
یه عده مثلا روز ازدواجشون. روز تولد اولین فرزندشون. روز فارغ التحصیل شدنشون. بهترین روز کاری... خریدن خونه. ماشین... نمی دونم. شاید برای یه دختر بچه یا پسر بچه روز خریدن محبوب ترین اسباب بازی شون طلایی تر از همه چیزهایی باشه که گفتم.
فکر می کنم و احساس می کنم که منم دارم به دور دوم روزهای طلایی خودم نزدیک می شم. خیلی نزدیک شاید فقط چند روز دیگه. البته من نه قصد دارم صاحب فرزند شم نه ماشین بخرم نه هیچ کدوم از مواردی که اون بالا نوشتم.
ولی دارم به چیزی می رسم که تقریبا یکساله برای رسیدن بهش صبر کردم. اون لحظه زیبا و رویایی. خودم رو آماده کردم برای اون روز. همه چیز مهیاست. باورم نمی شه. اون روز برای خودم هم یک مقدار عجیبه. چون نمی تونم پیش بینی کنم چه اتفاقی رخ خواهد داد.
راستی نوشتم دور دوم روزهای طلایی زندگی ام چون دور اول حدود شش سال پیش در زندگی ام افتاد و اون روزها سرشار از موفقیت بود. اما این دوره یه مقدار فرق می کنه شخصی تره.و بزرگتر و مهم تر.
بعد از روزهای طلایی می نویسم که چه اتفاقی برایم افتاده.
اگه دوست داشتید برام بنویسید که بهترین روزهای شما یا به اصطلاح همون روزهای طلایی چه دورانی از زندگی شما بوده/
ادامه دارد...