الان که دارم این پست رو می نویسم هنوز تهرانم امروز جمعه چهارمین روز و آخرین روز سفرم هست. خیلی خوب بود این دفعه تهران برای من خاطره انگیز تر از همیشه بود. دیدن دوستانی که باید زودتر از اینها ملاقاتشون می کردم اما نشد حالا بعد از ماهها میسر شد و از این بابت خوشحالم. امروز عصر برمی گردم شیراز و ایشالله چهار ماه دیگه برای همیشه به تهران می آم. ایشالله... اگر همه چیز مثل الان خوب پیش برود که می رود... این همان روزهای طلایی ای بود که چند پست قبل تر نوشته بودم.تداوم این روزها از خودش مسلما شیرین تر است و من این را می خواهم. ولی نمی دونم چرا دلم گرفته خوشحالم اما دلم گرفته نمی دونم چرا.شاید یه جور دلهره از آینده باشه.آینده نزدیک... امروز کنکور آزاد هم دادم خیلی خوب بود.نتیجه سراسری هم مثل این که تا چند روز دیگه اعلام می شه...تاببینم قسمت چی می شه...