زندگی چیست؟
رنج نامه ای بر صحنه. خنده های ما نوایی ناجور و پر هیاهو .
زهدان مادران رخت خانه ای که در آن خود را می آراییم برای این مضحکه کوتاه...
آسمان تماشاگری تیزبین که می نشیند و نشان می کند هر بازیگر خطاکار را.
گورهای ما که پنهانمان می کند از چشم آفتاب کنجکاو...
پرده ای که فرو می افتد در پایان بازی...
بدین سان ما بازیگران می رویم تا واپسین استراحت...
تنها ما به مرگی راستین می میریم و این دیگر بازی نیست...!
ویلیام شکسپیر.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت توسط مینای مهتاب
|